الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)
27
تفسير مجمع البيان (فارسى)
سالى به دنيا آورد كه بچهها كشته مىشدند و او را از كشته شدن نجات داد . وَ أَلْقَيْتُ عَلَيْكَ مَحَبَّةً مِنِّي : ترا آن چنان آفريدم كه هر كه ترا ببيند دوستت بدارد . حتى فرعون هم ترا دوست داشت و از شرش سالم ماندى و آسيه همسر فرعون هم ترا دوست داشت و ترا بفرزندى گرفت . ابن عباس گويد : يعنى محبت ترا در دل بندگانم انداختم بطورى كه مؤمن و كافر ترا دوست بدارند . قتاده گويد : در چشم موسى ملاحتى بود كه هر كس او را ميديد به او عشق مىورزيد . وَ لِتُصْنَعَ عَلى عَيْنِي : قتاده گويد : يعنى منظورم اين بود كه تو زير نظر خودم بزرگ شوى و در رفاه و آسايش باشى . زيرا وقتى كه كسى را زير نظر بگيرند ؛ آسايش او را تأمين مىكنند . جبائى گويد : يعنى بمادرت برسى و از شير مادرت تغذيه كنى . ابو مسلم گويد : يعنى تحت حفاظت من باشى . إِذْ تَمْشِي أُخْتُكَ فَتَقُولُ هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلى مَنْ يَكْفُلُهُ : به همين منظور مقدر كرديم كه خواهرت نزد ايشان برود و ايشان را راهنمايى كند كه ترا بدست مادرت بسپارند . برنامهء تربيت موسى آن طورى كه خدا ميخواست همين بود . مادر موسى مقدارى پنبه در صندوق گذارد و طفل را در ميان آن نهاد و بدرياى نيل افكند . از درياى نيل نهرى بزرگ منشعب مىشد و به باغ فرعون مىرفت . هنگامى كه فرعون و همسرش بر كنار نهر نشسته بودند ، مشاهده كردند كه صندوقى روى آب است . فرعون دستور داد صندوق را بيرون آوردند و سرش را گشودند ديدند كودك زيبايى در ميان آن است . فرعون چنان شيفتهء او شد كه نتوانست خود را كنترل كند . طفل از گرسنگى گريه مىكرد و فرعون زنان شيرده را براى شير دادن او احضار كرد . موسى پستان هيچيك را نگرفت . خواهر موسى كه بدنبال صندوق آمده بود ، ايستاده بود و تماشا ميكرد . گفت :